close
تبلیغات در اینترنت
متن روضه شهادت حضرت زهرا (س) - اصلا نیازی نیست از بسترت پاشی - حاج محمود کریمی
loading...

iprank

اونایی که احترام به حضرت زهرا سلام الله علیها میکنند خیلی خوش عاقبت میشن... حر تو کربلا یه احترام گذاشت.همتون میدونید دیگه...اون موقعی که امام حسین علیه السلام رو تو کربلا محاصره کردن...اباعبدالله الحسین علیه السلام وقتی خواست از یه طرفی بره؛حر گفت:اجازه ندارم؛نمیشه از این طرف برید.امام حسین فرمود"ثَکَلَتکَ اُمُّک"مادرت به عزات بنشینه. حر برگشت گفت:حسین! اگر کس دیگه ای غیر از تو نام مادرم رو میبرد،نام مادرش رو میبردم،اما چه کنم که مادر تو فاطمه هست....یه احترام کرد...شد حر که تا قیامت ما بهش سلام…

متن روضه شهادت حضرت زهرا (س) - اصلا نیازی نیست از بسترت پاشی - حاج محمود کریمی

ARMIN بازدید : 9 شنبه 24 شهريور 1397 : 3:57 نظرات ()

اونایی که احترام به حضرت زهرا سلام الله علیها میکنند خیلی خوش عاقبت میشن...

حر تو کربلا یه احترام گذاشت.همتون میدونید دیگه...اون موقعی که امام حسین علیه السلام رو تو کربلا محاصره کردن...اباعبدالله الحسین علیه السلام وقتی خواست از یه طرفی بره؛حر گفت:اجازه ندارم؛نمیشه از این طرف برید.امام حسین فرمود"ثَکَلَتکَ اُمُّک"مادرت به عزات بنشینه.

حر برگشت گفت:حسین! اگر کس دیگه ای غیر از تو نام مادرم رو میبرد،نام مادرش رو میبردم،اما چه کنم که مادر تو فاطمه هست....یه احترام کرد...شد حر که تا قیامت ما بهش سلام میدیم.

شما جزء شهدای کربلا،هفتاد و خورده ای،تو بعضی نقلا کمی بیشتر،اگر از کسی بخواید نام ببرید شاید ۶-۷تا رو بیشتر ندونید...اما یکی از اونایی که اسم میبرید حر هست.تو ذاکره ها...تو خاطره ها مونده.احترام به حضرت زهرا چه میکنه!

دیگه از مثل امروز و امشبی خونه ی امیرالمومنین خیلی سوت و کور شد...

 

*بتاب ای مه بر کاشانه ی من

که تاریک است امشب خانه ی من...

بتاب ای مه که من با قلب خسته

دهم خود،غسل پهلوی شکسته

ببین بشکسته پهلویش

سیه گردیده بازویش

بریز آبِ روان رویش

ولی آهسته...آهسته...*

 

دیگه امیرالمومنین تنها شد...فقط بعدها دارد که سرِ قبرِ زهراش نیمه شب ها می آمد...شاید خیلی هم نمیتونست زیاد معطل بمونه...یه اشعاری منسوب به حضرت هست:

"مالی وَقَفتُ عَلی قُبورِ مُسَلَّماً قبرَ الحبیبِ و لَم یَرُدَّ جوابی...."

چرا سلام میدم دیگه جواب نمیشنوم؟!

گاهی موقعا هم می اومد:

 

"نفسی علی زَفَراتِها مَحبوسَة

 

یا لیتها خَرَجَت مَعَ الزَّفَراتی..."

 

 

جانِ من با ناله ی من تو گلوم گیر کرده...

ناله هم نمیتونست امیرالمومنین بزنه...ناله ی من تو گلوم گیر کرده...ای کاش هر دو خارج بشه.

"لا خیرَ فی الحیاة اَبکی مَخافَةَ اَن تَطولَ

 

حیاتی..."

فاطمه جان دیگه بعد از تو این زندگی خیری توش نیست...فقط میترسم که عمرم زیادطول بکشه...میترسم زیاد تو این دنیا بمونم...

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آرشیو